
چند وقت یکبار سعی می کنم به بررسی کوتاهی از آن چه می دانم درباره جامعه شناسان و روشنفکران ایران بپردازم. شاید اگر روزی تکمیل و کامل شد، مفید و مثمر ثمر واقع گردد. البته از این که هیچ گونه نظم زمانی و ترتیب محتوایی و اهمیتی و الفبایی ندارد، خوب ندارد دیگر!
دکتر یوسف اباذری
جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران است. اطلاعات پراکنده و خوبی در حوزه های مختلف جامعه شناسی، فلسفه ، هرمنوتیک و... دارد و بیشتر در تئوری های جامعه شناختی تبحر دارد تا پژوهش اجتماعی. کتاب خرد جامعه شناسی او ، از کتابهای ارزنده در جامعه شناسی نظری است که به بررسی آرای هابرماس و هایدگر و لوکاچ و... پرداخته است و در مجموع پیوندی است میان فلسفه و جامعه شناسی! او خود در مقدمه کتاب می نویسد: ((جامعه شناسی بینشی است که از دل عقل روشنگری برخاسته است)) . حوزه مطالعاتی اباذری نیز غیر از نظریه های جامعه شناسی، جامعه شناسی ادبیات است که آثار ادبی جهان و اندیشمندان و نویسندگان انقلابی روسی چون مایاکوفسکی و نیز افرادی چون باختین و داستایوسکی را تبیین و تحلیل می کند .

اباذری که در تهران و لندن تحصیل کرده با حضور موثر در حلقه مجله ارغنون راه خویش را از روشنفکران دینی و حلقه کیان جدا کرده است و آثار و افکار وی گهگاه توانسته در جامعه روشنفکری و دانشجویی ایران نقش آفرینی کند. مراد فرهادپور در مصاحبه ای گفته بود که غنی ترین کتابخانه جامعه شناسی در ایران، متعلق به اباذری است. جالب است که در دانشکده علوم اجتماعی تهران، او هم اتاق با دکتر حمید رضا جلایی پوراست و و در چند سال گذشته حضور وی در فعالیت های سیاسی بیشتر شده که حمایت اباذری از دکتر معین و حتی هاشمی رفسنجانی در انتخابات اخیر یکی از آن نمونه هاست. دکتر اباذری با دیدگاه انتقادی به جامعه ایران مینگرد و جامعه ما را دچار عدم بلوغ می داند که در مقاله (قهرجامعه با اصلاحات) به خوبی این مسئله راتحلیل کرده است. وی از کاریزمای خاصی در میان دانشجویان دانشگاه تهران برخوردار است و طرز پوشش او، حضور در کلاس، نمره دادن، سیگار کشیدن، موی سر و نحوه رفتار با دانشجویان از وی شخصیتی متفاوت و محبوب ساخته است. در مجموع دکتر یوسف اباذری را می توان جامعه شناسی خوبی در ایران دانست که در حوزه تئوریک توانسته به موفقیت هایی دست پیدا کند.
از دست نوشته های قدیمی خودم از آذر سال ۸۱ در کلاس نظریه های دکتر اباذری مطلبی درباره امیل دور کیم و همبستگی اجتماعی بود که اینجا می آورم:
هدف دورکیم درباره همبستگی اجتماعی، مطالعه بنیان همبستگی است نه ارزیابی آن! او با تاکید بر اصالت اجتماع، معتقد است که روابط جمعی ایجاب می کند که افراد با همدیگر همبستگی و انسجام داشته باشند. دورکیم فردگرایی در عصر جدید را نیز از همبستگی اجتماعی متاثر می داند و معتقد است که فردگرایی در متن همبستگی به وجود می آید. سوال دورکیم درباه این که چگونه افراد جمع می شوند و بین آنها خشونت حکمفرما نمی شود، بر خلاف هابز که پاسخ را دولت مسلط می داند، از سوی دورکیم با این پاسخ مواجه است که اخلاق و حقوق علت این مسئله است!
دکتر اباذری مقالات مختلفی درباره هرمنوتیک، هایدگر، هابرماس، جامعه شناسی ادبیات و... نگاشته که اکثرا در مجله ارغنون چاپ شده است اما وی هیچ سایت یا وبلاگی ندارد. دراینجا چند لینک درباره دکتر اباذری را قرار می دهم: