تبليغاتX
خدای من
صفحه نخست وبلاگ خدای من
چهارشنبه 19 مرداد1384
خیابان جمهوری و جامعه اطلاعاتی

دیروز با یکی از دوستان به خیابان جمهوری تهران رفتیم تا یک گوشی موبایل بخرد. ابتدا با توجه به اطلاعات من،  تصمیم و انتخاب معلوم بود. اما پس از حدود یکساعت گشتن و پرس و جو، سیل اطلاعات درباره انواع گوشی ها، کارکردها، مزایا، نوع تصویر  و دوربین، آنتن دهی، خدمات، قیمت، زیبایی، اعتبار و... بر ما سرازیر شد. یک چیز به این کوچکی و این همه اطلاعات! واقعا خسته و سرگردان شدیم و دیگر تصمیم گیری و انتخاب خیلی سخت شده بود!

این جریان در زندگی روزمره ما بسیار اتفاق می افتد. امروز، دنیا، دنیای ارتباطات و گردش سریع اطلاعات است. از هرسو بر ما باران یا بمباران اطلاعات فرو می ریزد. روزنامه ها، مجله ها، رادیو و تلویزیون، ماهواره ها، اینترنت و دیگر وسایل ارتباطی، هر جا و هر گاه، ما را در جریان جدیدترین اطلاعات قرار می دهد. خودم هم داشتم با این جملات محسور و مقهور می شدم! اما وقتی به خودمان بیاییم می گوییم این همه اطلاعات برای چه؟ اصلا این اطلاعات چه کارکردی در زندگی من و تو دارد؟ چه نقش مهم در حیات انسان بما هو انسان دارد؟ به من چه که در فلان کشور چه تولید شده یا چه می کنند؟ و چرا انسان امروزی باید حیطه آگاهی اش این همه فراخ و وسیع باشد؟! جواب روشن است! امروز، جهان عصر اطلاعات را تجربه می کند. آگاهی به کالا تبدیل شده، قابل خرید و فروش است و قابل توسعه، البته بدون هرگونه کمبود منابعی، مانند دیگر کالاها توزیع می شود  و خریدار و فروشنده و دلال دارد. امروز اطلاعات جهان را مقهور خویش کرده، کسی که از اطرافش نداند مانند این است که اصلا نیست!  جامعه ای نیز که خود را از این جریان دور کند، مطرود و محدود است! اما علیرغم بیهودگی و بی مصرفی اطلاعات  در بسیاری از موارد و با توجه به این موضوع که اطلاعات از دانش و دانایی سواست، چشم بستن بر نقش عظیم اطلاعات در دانایی و پیشرفت، نیز خطاست! جامعه اطلاعاتی و شبکه ای جهان امروز را فرا گرفته و در حال توسعه است. فرهنگ و اقتصاد و سیاست و اجتماع و هنر و صنعت و نظامی گری ، گر چه همیشه مدیون اطلاعات و آگاهی بوده، اما توسعه و تغییرش، بدون نقش آفرینی زیاد اطلاعات ممکن پذیر نبود. با این وجود و نیز ذکر این مطلب که کشورهای مصرف کننده ای مانند ما باید بیشتر در این عرصه ایفای نقش داشته باشند، با توجه به تحقیقات قبلی ام، ۴ موضوع اساسی در مورد اطلاعات را ذکر می کنم:

۱ ـ نابرابری اطلاعاتی، نکته بسیار مهم در عصر اطلاعات، نابرابری در دسترسی به اطلاعات است، تبعیض و تفاوت فاحش در دسترسی به برق، تلفن، رسانه ها، کامپیوتر و اینترنت مسئله غیر قابل چشم پوشی است. ۳۰ درصد مردم جهان هنوز از دسترسی به برق محرومند! نیمی از مردم جهان هنوز صدای زنگ تلفن را در خانه شان نشنیده اند! و کمتر از ۱۵ درصد مردم جهان در غرب، بیش از ۸۸ درصد کاربران اینترنتی را تشکیل داده اند. بر همین اساس است که حدود ۹۸ درصد در جوامعی مانند آفریقا، آمریکای لاتین و حتی آسیا از دسترسی به اینترنت محرومند و حتی تعداد کامپیوتر برخی کشورها از تعداد انگشتان دست کمتر است. این مسئله و نیز نابرابری در دسترسی به دیگر جنبه های جریان اطلاعات، موجب شده نابرابری اطلاعاتی به عنوان یک موضوع مهم در قرن جدید حتی هزاره سوم مطرح گردد.

۲ ـ آگاهی کاذب، موضوع مهم دیگر آگاهی و اطلاعات کاذب است. امروز افکار و مد و سلیقه جوانان جهان  اکثرا از سوی غرب ایجاد میشود. کار بیشتر، پوشیدن شلوار لی برای کار، موسیقی پاپ و راک، و حتی برخی رمان ها، اکثر فیلم ها،  نقاشی ها، اشعار و... اکثرا در راستای اهداف سرمایه داری غرب است. هری پاتر، ۱۱ سپتامبر، حمله های تروریستی از قبیل متروی لندن، بیماری سارس، بن لادن، صدام، ایران و.... در کنار آن دیوید یکام و اصلا خود فوتبال و جام جهانی، مک دونالد، هالیوود، شومن ها و خواننده های زن و مرد غربی، و.... همه به نوعی بر جهانیان عرضه می شود و افکار عمومی را به شکل بسته بندی شده و مسخ شده و یکدست تحویل می گیرد یا آنگونه که آدورنو می گفت فرهنگ توده ای بر همگان مستولی می شود. این مسئله نیز موضوعی بغرنج و حساس است که ابتدا شناخت آن و آگاهی از جنبه های آن ، نیاز به روشنفکری و زیرکی خاصی دارد و البته رهایی از آن نیز امری آسان نیست چرا که رابطه ای متقابل با قدرت و قدرتمندان دارد.

۳ ـ قدرت و اطلاعات، از همان روی که گفتیم اطلاعات کالا ست و مبادله می شود، خود موجب و موجد قدرت در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی است. خصوصا آگاهی اقتصادی و سیاسی و قدرت در این دو عرصه اهمیت بسیاری دارد که با سعی در اصلاح نابرابری، این قدرت را نیز تعدیل و تلطیف نمود.

۴ ـ اطلاعات و آزادی، اطلاعات به حتم محدود کننده آزادی است.  اطلاعات، به علت آگاهی بخشی درباره یک موضوع خاص، تصمیم  گیری را سخت و اختیار را محدود می کند. گرچه تعدد انتخاب بیشتر است اما سهولت تصمیم گیری کاهش می یابد و آزادی تا حدودی محدود می شود. بر همین اساس بود که اگر آگاهی کمتر باشد، بسیار راحتتر خرید میکنیم. به نظر می رسد این کاهش آزادی با یک تصمیم گیری صحیح  و مبتنی بر آگاهی قابل جبران است. یعنی اگر آزادی محدود شود اما انتخاب عاقلانه شود، مسئله ای با ارزش است. اما وای به روزی که اطلاعات ما از جنس آگاهی کاذب باشد، در این صورت هم آزادی محدود شده، هم تصمیم عاقلانه و مطلوب نیست: امری که امروز در زندگی مدرن و ماشینی بسیار مشهود است.

حالا نمی دانم بالاخره خرید دیروز ما شامل این نکته چهارم بود یا نه؟

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 18 توسط سید . ع . ن.