تبليغاتX
خدای من
صفحه نخست وبلاگ خدای من
جمعه 27 مرداد1385
سمینار دین و مدرنیته

روز پنج شنبه سمینار دین و مدرنیته از صبح تا عصر در حسینیه ارشاد برگزار شد و سخنرانان از طیفهای متفاوتی در این رابطه عقایدشان را  در جمع مشتاقان و علاقمندان بی شمار گفتند که نکات و حواشی جالبی داشت. نگاهی بر خلاصه تیتروار هر یک از سخنرانان نشان از تنوع عقاید در این زمینه دارد:

دکتر علوی تبار، در رابطه میان دین و مدرنیته، برای دین ۴ سطح (ظاهر گزاره های دینی، سسیتم الهیاتی، فهم های مختلف و هرمنوتیک و مقایسه و دفاع دینی) و برای عقلانیت هم چهار سطح (حداکثری، انتقادی، فرانکفورتی و پست مدرن) قائل بود و معتقد بود که غیر از سطح اول دینداری، در بقیه سطوح تعامل و گفتگو میان دین و مدرنیته امکان پذیر است.

دکتر حجاریان در مقاله ای که توسط مجری مراسم خوانده شد، به این نکته اشاره کرد که گریزی از دینداری نیست و با وجود افسون زدایی ها، هماره حتی در مدرنیته و کشورهای مدرن نیز صور مختلف دین در قدرت و منزلت و معرفت بازتولید شده است.  و البته منزل میان دین و مدرنیته ایدئولوژی است که با مصالح دینی هندسه دین را تغییر می دهد.

دکتر ژند شکیبی استاد دانشگاه لندن درباره تجربه مدرنیته در روسیه گفت که بخشهای جالبی درباره حضور دین در این کشور داشت.

دکتر کدیور که به نظر من از بهترین سخنران ها بود، اشاره به این نکته داشت که با وجود تلقی های متفاوت از دینداری و مدرنیته، سه تلقی از روابط میان دین و مدرنیته را می توان انتزاع کرد: ناسازگاری به علت ابطال مدرنیته (به اعتقاد متشرعان سنتی و سنت گرایان) - ناسازگاری به علت ابطال اسلام (لائیک ها و سکولارها) - سازگاری که کدیور خود به این مسئله اعتقاد داشت: البته نه مدرن شدن دین و نه دینی شدن مدرنیته، بلکه موافق گفتگوی میان این دو بود. او تاکید کرد که معیار پذیرش و عمل آدمی باید عقلایی بودن، عدالت و راه حل برتر باشد و افزود انسان مدرن می تواند از دین حقیقت یابی (غیر عقلانی نه ضد عقلانی)، خیر خواهی و قواعد اخلاقی و عمل و مناسک فردی و جمعی را وام گیرد. وی بر خلاف اعتقاد برخی متفکرین که دینداری را با تعبد یکی می گیرند و مقابل مدرنیته قرار می دهند، بر آن بود که دین ورزی است که مستلزم تعبد است و تنها این بخش کوچک از دین که شامل مناسک و اعمال عبادی است، با تعبد همراه است! اما دین داری  و ضروریات و اصول دینی همه یقینی است و هرگز نباید تعبدی باشد!

از دیگر سخنرانان، آقای سید علی طالقانی بود که تمام دستاوردهای مدرنیته را مستلزم غیر آسمانی شدن، نفی تمایز طبیعی الهی و غیر الهی شدن می دانست و معتقد بود تعالیم انبیا نمی تواند و نباید مدرنیته را بپذیرد و اصلا لزومی ندارد که ما به تکامل تک خطی مدرنیته معتقد باشیم.

دکتر بینایی مطلق نیز از مخالفان تعامل میان مدرنیته و دین بود و بر آن بود که در دین مدرن، گوهر دین یعنی امر قدسی از بین می رود و مدرنیته دینی نیز لوث شدن مدرنیته است که در نهایت این ارتباط تنها به قلب شدن هر دو مفهوم دین و مدرنیته می گردد. وی معتقد بود که در این میان دین باید خودش باشد به صورت حکمت خالده و گوهر دین و فارغ از صور ترکیب شده با مدرنیته و نوسازی ها تنها نقش سنتی خود را ایفا کند.

دکتر راسخ نیز از دیدگاه حقوقی به این رابطه پرداخت و ضمن پرداختن به تاریخ طولانی مدرنیته، از تفاوت هدف حقوق، منبع  و روش آن در دو دنیای سنتی و مدرن گفت و افزود تمام این تغییرات در حقوق اساسی آدمی و شیوه زندگی او در دنیای مدرن به علت این بوده که زندگی در غرب چنین تغییراتی را اقتضا کرده است. و با سوالاتی از جمله این که آیا ما دولت ملی داریم؟ آیا به حقوق مدنی مدرن نیازمندیم؟ آیا ایرانیان هم می خواهند آزاد باشند؟ و... به تشکیک در این مسئله پرداخت که  مدرنیته مسئله ما نیز باشد؟

دکتر سروش نیز در مقاله ای که توسط فرزندش خوانده شد، بر این نکته پای فشرده بود که به علت تلقی های عام و مبهم از سنت و مدرنیته دچار مغالطه مفهومی شده ایم! درباره  رابطه میان دین و مدرنیته نیز معتقد بود با نگاه دقیق متوجه تغییراتی که مدرنیته در علم مسیحی ایجاد کرده می شویم، درباره اسلام  نیز چون هنوز این بحرانهای تضاد میان علم و دین صورت نپذیرفته، خیلیها آسوده خیالند. در این میان سنت گرایان هستند که به طور انفعالی عمل می کنند، بنیادگرایان هستند که به هویت گرایی به جای حقیقت پرداخته اند، و البته بدعت گرایان و کسانی که بازاندیشی سنت روی آورده اند نیز حضور دارند. در کل یا باید مسیر کسانی را رفت که در پی هویت دینی اند که به بنیادگرایی ختم می شود یا باید در پی معرفت دینی بود که که راهی جز عقل مدرن ندارد!

دکتر محمود صدری نیز با نگاهی جامعه شناختی و اشاره به وجود ۹۰۰۰ دین مختلف در جهان امروز معتقد بود که دین حضور فعال هم در عرصه فردی و هم اجتماعی ما دارد. وی مدرنیته را تفکیک نهادهای اجتماعی و تخصصی شدن حیطه های مختلف انسانی و اجتماعی برشمرد که معتقد بود در این میان دین نیز جایگاه و نهاد خاص خود را دارد و در جایگاه تخصصی خود، خیلی هم فعال و کارکردی است. صدری با تفکیک سکولاریسم عینی و ذهنی معتقد بود که تجربه ثابت می کند سکولاریسم به معنای رهایی دین از ذهنیت آدمی حضور واقعی و عملی در زندگی ما ندارد و دین می تواند غیر از حوزه فردی در جامعه مدنی نیز حضور داشته باشد.

مراد فرهادپور نیز آخرین سخنران بود که ابتدا بر این مسئله تاکید کرد که دین به معنای واحد و مدرنیته به معنای واحد نداریم و با رد هرگونه تعدیل در دین یا مدرنیته برای رهایی از پرسش نوع رابطه دین و مدرنیته معتقد بود که اصلا نباید از این مسئله سوال کرد! از منظر وی خود این سوالها است که ایجاد بحران میان دین و مدرنیته می کند!

 

در کل سخنرانی های جالبی بود و تقریبا اکثر نظریات توانستند به ابراز عقاید خویش بپردازند که گاه با نقد شدید طرف مقابل نیز مواجه می شد. نکته اینجاست که این عقاید نه در این سمینار و نه در حوزه عمومی کمتر می توانند به گفتگو با هم بپردازند. هر طرف نظرش را می گوید و حداکثر طرف مقابل به طور مبهم پاسخ آن نظر را می دهد و نتیجه ای عینی و ملموس را منجر نمی شوند. بی شک ما هنوز گفتگو را حتی در سطح روشنفکران خود نیاموخته ایم. بگذریم از این که گاه نقدها نیز منصفانه و دقیق و اخلاقی نیست! دکتر حسین نصر در مصاحبه اخیرش در مورد روشنفکران دینی از قبیل سروش می گوید: ((بنده به بیشتر روشنفکران نیمه متجدد و مسلمان توجه زیادی ندارم و اصالتی در فکر آنان نمی بینم. آنان بیشتر تسلیم تفکر دین زدایی غرب جدیدند و دانشی عمیق نسبت به خود فرهنگ غربی هم ندارند ... بنده بیشتر این نوع متفکران را یک نوع متفکر غربی درجه دو می دانم که مانند اسلاف متجدد خود از محمد عبده گرفته به بعد تاثیری در آینده اسلام نخواهند داشت.)) یا دکتر سروش که در مقاله اش که در نقد سنت گرایان علنا حسین نصر را به باد استهزا گرفت و (به مضمون) گفت: آنان که  در بارگاه فرح پهلوی در پی رصد کردن اشراق بودند امروز با دم زدن از سنت گرایی در پی نام و آوازه اند!  = (متن صحیح: سر حلقه آنان كه روزگاري از دفتر فرح پهلوي، با تلسكوپ اشراق به دنبال امر قدسي در آسمان حكمت خالده مي‌گشت، اينك پرمدعاتر از هميشه به مدد مداحان و شاگردان ديرين خود به ميدان آوازه‌جويي پا نهاده است) یا همو که در نقد مقالات خردنامه اخیر روزنامه همشهری در باب سنت به شدت بر برخی از سنت گرایان می تازد یا انتقاد های گزنده و سطحی ایشان درباره فردید و مصباح که بعضا از دکتر سروش انتظار نمی رود! و یا همین مصاحبه اخیر استاد ملکیان درباره تعبد و عقلانیت و معنویت و.... به هر روی با وجود احترام وافری که به تمام این اندیشمندان قائلیم، نوعی انحصار گرایی، عدم پذیرش و حتی خوانش آرای دیگران و عدم پذیرش گفتگو میان روشنفکران و متفکرین ما از آسیب هایی است که تا حل نشود امیدی به نقش آفرینی گسترده آنان در جامعه نیز نیست! به نظر من روشنفکری تنها ارائه نظر و رای خویش نیست بلکه وظیفه روشنفکر این است که با اعتقاد به عقلانیت تفاهمی و گفتگویی مسیر را برای نیل به حقیقت بیشتر هموار کند.

اما درباره سمینار امروز:

اولا حضور گسترده مشتاقان در این همایش بسیار زیاد بود که نشان از دغدغه بودن آن در جامعه دانشگاهی ما دارد. در حالی که مسئولین برگزاری انتظار ۳۰۰ - ۴۰۰ نفر را داشتند شاید مجموعا بیش از ۱۵۰۰ نفر در این سمینار شرکت کردند از این لحاظ واقعا جای بسی خوشحالی است!

ثانیا بازهم انحصار گرایان از سخنرانی دکتر سروش ممانعت به عمل آوردند، ضمن این که از روزهای قبل تهدید صورت گرفته بود، شعار نویسی روی دیوارهای حسینیه ارشاد که به سرعت محو شد و عدم تضمین نیروی انتظامی موجب شد، خیل مشتاقان از حضور ایشان محروم بمانند. واقعا خیلی زشت است که به علت عدم علاقه برخی جاهلان و دشمنان عقیده، صدها نفری که منتظر نشسته اند نتوانند عقاید یکی از بزرگترین روشنفکران ایران را بدون واسطه بشنوند! واقعا تاسف برانگیز است، هم برای نیروهای انتظامی که خود دکتر سروش در پیامش به غایت بر آنان شورید و هم بر کسانی که از چند تهدید خشک و خالی هراسیدند و نتوانستند امکان این حضور را فراهم کنند!

در کل، علیرغم برخی کاستی ها باید قدردان برگزار کنندگان چنین سمیناری بود، گرچه به طور حضوری از برخی دست اندرکاران از جمله رضا جلائی پور (دبیر سمینار) و ابوذر معتمدی تشکر کردم، اما به نظرم باید بیش از این  چنین حرکتهایی که همه از مصائب و مشکلات همراه  آن آشناییم ستود! حرکتهایی که می تواند منجر به ایجاد گفتمان های تازه در جامعه ما شود!

لینکها:

+ متن کامل پیام و مقاله دکتر سروش (ابوذر)     + مشاجره مدرن سروش و نصر در سمینار     + سنت و مدرنیته دو مغالطه بزرگ (هنوز)      + آب هنوز گل آلود است (هادی نامه)

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 1 توسط سید . ع . ن.