
۱ - مشکل عمده برنامه ریزان و حاکمان در نیم قرن گذشته تمرکز گرایی شدید بوده است. همه، تهران را دیده اند و تهران را خواسته اند و غافل از نقش و اهمیت دیگر شهرها و استان ها، در تغییر و اصلاح و پیشرفت و حتی انتخابات همه چیز را در تهران دیده اند. در این فضاست که در حالی که در اکثر شهرهای ایران رقابتی وجود نداشت، اصلاح طلبان شعار ((همراه شو عزیز)) را می دهند و تمام هم خویش را بر شهری خسته و فرسوده گذاشته اند! در این فضاست که سعی می کنند با هر نیرو و کاندیدایی آبرو و اعتبار خویش را صرف کنند و انتخابات را هم واگذار کنند. در حالی که بسیاری از کاندیداهای اصلاح طلب تهران در شهرهای دیگر می توانستند رای بالایی هم کسب کنند، در این شهرها رمقی برای رای دادن هم وجود نداشت!
۲ - اصلاح طلبان امروز ما آن گونه که نشان داده اند، چندان هم از قبل درس نگرفته اند. همان ها بوده اند که دولت موقت را با شکست مواجه کردند، همان ها بودند که با تسخیر سفارت آمریکا، شرایطی بسیار بد برای وجهه بین المللی ایران رقم زده اند، همان ها بوده اند که به حذف آیت الله منتظری از صحنه سیاسی کشور کمک کرده اند، همان ها بوده اند که در شورای اول و خصوصا در شهر تهران، آن افتضاح بزرگ را به بار آوردند، و همان ها بودند که در مجلس ششم نیز کاری چندان از پیش نبردند و آن وقت یاد تحصن و اعتراض افتادند که صلاحیت و آینده خودشان خدشه دار شد....و امروز این اصلاح طلبان هستند که در شعار اولشان در رقابت مجلس هشتم (برخلاف عقیده و هدف واقعی شان) کنترل گرانی را به شکل شعاری پوپولیستی مطرح می کنند، همین اصلاح طلبان اند که قدم به قدم عقب نشینی می کنند و با رد صلاحیت ها کنار می آیند، همین ها هستند که از توقیف سایت نوسازی به خاطر نوشته یک نفر، تقدیر هم می کنند و یادشان رفته بلایی که سر روزنامه هایشان آمده است، همین ها هستند که مجید مجیدی را برای ابراز عقیده خلاف دکتر سروش تخطئه می کنند و فضای آزاد و آزادی بیان را فراموش کرده اند، همین ها هستند که از فیلتر شدن سایت فاطمه رجبی خوشحال می شوند، همین ها هستند که تمام اعتبار و هویت شان در تقدس سازی امام خمینی است و همین ها هستند که به جای برنامه دادن و برنامه ریزی بر سر حمایت هنرمندان از لیستشان دعوا می کند و افتخارشان حمایت هنرمندانی نخبه ای! است که در انتخابات های گذشته به هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد رای داده اند!! (لینک)
۳ - عادت ما این شده که مردم در انتخابات ها شرکت کنند و بعد از آن عده ای از جمله اصلاح طلبان دم از تقلب و رای سازی و... بزنند و بگویند حق ما پایمال شد و رای ما خوانده نشد و... و در این میان کسی نیست سوال کند شما که نمی توانید از رای مردم پاسداری کنید چرا این همه آنان را به رای دادن دعوت می کنید؟
۴ - بنابراین گرچه هر عقل سلیمی بر این حکم می کند که رای آوردن اینان از رای آوردن امثال دولتیان بهتر است! اما در این فضا و در این وضعیت رای آوردن لیست های اصلاح طلب نیز دردی از جامعه ما دوا نمی کند و آنان که دیگر نمی توانند رای و اعتماد مردم را هم جلب کنند و برنامه ای برای تغییر و اصلاح نیز ندارند نیز نمی توانند کاری از پیش برند.
۵ - امروز، نیاز ما وجود جامعه مدنی فعال است... یعنی معترضان به وضع موجود، ناراضیان و سرخوردگان (سیاسی و اقتصادی و فرهنگی) یعنی آن بیش از ۴۰ درصد از مردم که رای نداده اند و آن بخش از اصلاح طلبان که رای داده اند و واقعا وضع موجود را برنمی تابند، باید سمت و سوی موج های اعتراضشان را به سمت تغییر وضع موجود حرکت دهند، ... نیاز ما حرکت های دائمی و آرام و مسالمت آمیز در چارچوب همین جمهوری اسلامی موجود است. نیاز ما جدا شدن اصلاح طلبان از فرصت طلبان و محافظه کاران و مخالفان آزادی است، نیاز ما اصلاح طلبی واقعی و درک واقعی حقوق بشر و مردم سالاری است، نیاز ما ایجاد گفتمان اصلاح طلبی است و نیاز ما اصلاح طلبان واقعی است، اصلاح طلبانی نه به اسم که به رسم! و در این فضاست که انتخابات می تواند دریچه ای به سمت مردم سالاری باشد و در این فضاست که رای دادن نشان فرهیختگی و انتخاب.