

اما مسئله گمنامی در اینترنت و خصوصا عرصه وبلاگ نویسی، شکل تازه ای یافته است. کاربران اینترنت از هر جنسیت، مذهب، رنگ، نژاد، عقیده، سن، ملیت، وضع مالی و خانوادگی و هر شرایطی کنار همدیگر می نویسنند و می خوانند و می بینند، در اکثر موارد بدون این که حتی شناخته شوند. این گمنامی خود کارکردها و معایبی به دنبال دارد.
در ایران ما، گمنامی در عرصه وبلاگ نویسی تا حدودی هنجاری پذیرفته شده است. بسیار وبلاگ نویسانی هستند که با اسم مستعار یا اسم کوچک یا لقبشان می نویسند. کارکرد این موضوع در ایران فراوان است، اولا به علت مسائل سیاسی و حتی دستگیر شدن عده ای وبلاگ نویس، گمنامی کمک شایانی برای حفظ جان آدمی می کند. ثانیا در حالت گمنامی فرد بیشتر می تواند خود باشد. آدمی یک خود بیرونی دارد که دیگران برای او می سازند و او باید طبق آن عمل کند و یک خود درونی که واقعیت خود اوست. لذا کسی که مثلا در وبلاگ نویسی گمنام باشد، راحت تر می تواند خود واقعی اش را نمایش دهد. که من نیز در ابتدا سعی داشتم از وبلاگ چنین بهره ای ببرم، در کنار وبلاگ هم نوشته بودم دوست دارم خودم باشم بدون هر نقاب و تظاهری! این تظاهر ها و نقاب ها و نقش ها که هر روز بر گرده ما سوار می شود و ما را به رفتارها و عقاید خاص سوق می دهد، در حالت گمنامی به راحتی قابل پاک شدن است. دیگر کارکرد گمنامی در عرصه اینترنت، بازکاهش نابرابری ها و تبعیض ها ست! وقتی من و تو در کنار هم وبلاگ داشته باشیم بدون این که از شرایط اجتماعی و فرهنگی و مذهبی و خانوادگی و فردی و سیاسی و... هم باخبر باشیم، می توانیم شکاف ها و تبعیض ها را کاهش دهیم! در این زمینه به طور نسبی فقیر و غنی، دختر و پسر، جوان و میانسال می توانند دوست مجازی هم در اینترنت باشند و وبلاگ همدیگر را مطالعه کنند که اگر گمنامی نبود، به حتم چنین دوستی ها و روابطی ایجاد نمی شد.

اما مسئله گمنامی اولا آسان نیست ثانیا معایبی دارد! به هرحال دوستی ها و روابط و علامت ها، ممکن است فرد را از گمنامی خارج کند. چیزی که به تدریج در مورد من اتفاق افتاد. همچنین گمنامی موجب می شود زوایایی از عقاید و افکار و آثار فرد پنهان بماند، در جاهایی راحت نتواند بنویسد و عمل کند، حس بی اعتمادی را دامن بزند، به تدریج حس شهرت طلبی بر فرد غلبه کند، فرد نسبت به نوشته ها و عقایدش مسئولیت پذیر نباشد و هر چه بخواهد بنویسد و....
به هر روی با وجود تمام کارکردهای گمنامی و تا حدودی هنجاری بودن این عمل در ایران، به علت معایب آن و نیز کارکردهای فراوان عدم گمنامی، بسیاری وبلاگ نویسان گمنام نیستند یا از گمنامی در می آیند. من هم که به تدریج برخی دوستان از وبلاگ داشتنم باخبر شدند، با گذاشتن مقالات و نوشته هایم در باکس سمت چپ سعی کردم تا حدودی از گمنامی درآیم. گرچه شاید برای هیچ کس هم گمنامی و مشهوری ام مهم نباشد!!