تبليغاتX
خدای من
صفحه نخست وبلاگ خدای من
دوشنبه 1 اسفند1384
هنری لوفر؛ مارکسیسم انسانگرا

"هنری لوفر" (1901 – 1991 ) جامعه شناسی کمتر شناخته شده در ایران است که  با عنوان پدر دیالکتیک در فرانسه شناخته شده و نقش موثری نیز در جنبش می 1968 فرانسه ایفا کرده است. معرفی این اندیشمند معاصر فرانسوی به "امیر هوشنگ افتخاری راد" محقق و روزنامه نگار سپرده شده بود که در 11 اسفند ماه در این رابطه در تالار کتابخانه حسینیه ارشاد سخنرانی کرد.

افتخاری راد ابتدا به مجملی از زندگی هنری لوفر اشاره کرد و گفت وی که متاثر از سه فیلسوف مهم "نیچه"، "هگل" و "مارکس" بوده، به طور کلی از ابتدا اندیشه های مارکسیستی داشته و  از سال 1928 تا 1958 عضو حزب کمونیست بوده است. اما به علت اندیشه های تندش مبتنی بر بازگشت به مارکس جوان، رواج مارکسیسم انسان گرا و نقد استالینیسم در عین نقد کاپیتالیسم و فاشیسم، از حزب هنری لوفرکمونیست اخراج شد، تئوری اصلی او نیز که تا پایان عمر روی آن کار کرد، نقد زندگی روزمره می باشد.

هنری لوفر در تشریح نقد زندگی روزمره به چهار شکل از خودبیگانگی اشاره می کند که توسعه یافته تر  از خودبیگانگی است که مارکس بر آن تاکید داشت. این چهار شکل از منظر لوفر چنین است: 1 – بیگانگی کارگر از کالایی که تولید می کند.   2 – بشریت به عنوان یک نوع انسانی از بشریت خود جدا شده و بیگانه می شود.   3 – هر فرد انسانی نه صرفا کارگر با زندگی انتزاعی خود، از خودش بیگانه می شود  4 – بیگانگی یک نوع انسانی از تن خود و جدایی تن از ذهن. وی معتقد است از خودبیگانگی موجب فاصله گرفتن سوژه ها از جهان می شود و علت اصلی و منشا  از خود بیگانگی را زندگی روزمره می داند. افتخاری راد افزود: هانری لوفر، کار وفراغت هر دو را در جامعه بورژوازی عامل از خود بیگانگی می داند و  زندگی روزمره که آن را زندگی غیر اصیلی می داند، جایگزین اقتصاد سیاسی مارکس می داند و معتقد است در دنیایی که همه چیز آن مبدل به بازار شده و فرهنگ نیز قابل مبادله است، تکنولوژی که در ابتدا برای رهایی انسان بوده، امروز وارد زندگی روزمره بشر شده و خود به عامل از خودبیگانگی انسان مبدل شده است و او این مسئله را پارادوکس تراژیک انسان امروزی برمی شمرد.

امیر هوشنگ افتخاری راد بر این مسئله نیز تاکید کرد که قبل از لوفر نیز برخی اندیشمندان به نقد زندگی روزمره پرداخته بودند، اما نوع نگاه و روش برخورد لوفر متفاوت از دیگران است. برای مثال وی برخلاف افتخاری راد در حسینیه ارشاد"مارتین هایدگر" که از بیرون و از نقطه استعلایی، زندگی روزمره را نقد می کند به نقد زندگی روزمره از درون می پردازد و بیشتر در اوج آن پس از جنگ جهانی دوم اشاره دارد.  اما نگاه لوفر به این مسئله صرفا بدبینانه و سلبی نیست، وی نقد زندگی روزمره را بر همین اساس بسط می دهد و  به دو مفهوم مهم ((لحظه)) و ((فستیوال)) اشاره می کند و از این عناصر به عنوان ابزار رهایی بخش نام می برد. به عقیده لوفر، زندگی انسان از لحظاتی تشکیل شده که می تواند از خودبیگانگی را خاموش کرده  آن را از خود دور کند. فستیوال نیز از منظر لوفر، لحظه ها و گسست هایی در زندگی روزمره است که قدرت انفجاری دارند و می توانند با گسست زمانی در زندگی روزمره و پیچ و خم دادن به مسیر صاف و مستقیم آن، انسان را از دام بیگانگی رهایی بخشند، به زعم لوفر، انقلاب اجتماعی یکی از این فستیوالهاست که می تواند به عنوان یک عامل رهایی بخش در زندگی انسان مطرح شود.  امیر هوشنگ افتخاری راد، بر این عوامل رهایی بخش از نظر لوفر تاکید کرد و افزود: لوفر معتقد است در جامعه مطلوب هر روز زندگی، باید حاوی یک کار هنری باشد  هر وسیله تکنیکی باید به تغییر زندگی روزمره کمک کند و در این صورت است که با انسان رهایی بخش و فارغ از بیگانگی روبرو هستیم.

 

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 9 توسط سید . ع . ن.